یک حرف بد
اول این را امتحان کنید
نقاشیای را که برایش خیلی زحمت کشیدهاید در اینترنت میگذارید. ده نفر برایش نظر مینویسند. نُه نفر حرفهای مهربان میزنند، و یک نفر مینویسد: «کسلکننده. برادرِ کوچکم بهتر میکشد.» آن شب، وقتی دارید خوابتان میبرد، کدام نظر در سرتان میچرخد؟
تقریباً همه میگویند همان نظرِ بیادبانه. نُه در برابرِ یک، و آن یکی میبرد. چرا یک نظرِ بد نُه نظرِ خوب را کنار میزند؟
بد از خوب قویتر است
در سالِ ۲۰۰۱ روانشناسی به نامِ روی باومایستر و همکارانش پژوهشهای زیادی را کنارِ هم گذاشتند: دربارهی پول، دوستی، سلامت، مدرسه و اولین برداشت از آدمها. عنوانِ مقالهشان کوتاه بود و همهچیز را میگفت: «بد از خوب قویتر است.» بارها و بارها، یک اتفاق، حرف یا حسِ بد بیشتر از یک چیزِ خوب به همان اندازه روی آدمها اثر گذاشته بود.
چند نمونه از پژوهشهایی که خواندند:
- گم کردنِ مقداری پول آدمها را بیشتر ناراحت میکند تا پیدا کردنِ همان مقدار خوشحالشان میکند (درسِ «باخت بیشتر درد دارد» را ببینید).
- یک کارِ بدِ کسی نظرِ ما را دربارهاش بیشتر عوض میکند تا یک کارِ خوبش.
- یک روزِ بد بیشتر از یک روزِ خوب روی حالِ آدم در روزِ بعد اثر میگذارد.
به این کششِ ذهن به سمتِ بدیها سوگیریِ منفینگری (negativity bias) میگویند.
چرا ذهن این کار را میکند
زنی را در روزگارانِ دور تصور کنید که میانِ علفهای بلند دنبالِ توت میگردد. اگر یک بوتهی توت را نبیند، فردا میتواند بوتهی دیگری پیدا کند. اما اگر یک مار را نبیند، شاید فردایی در کار نباشد. ذهنی که به چیزهای بد بیشتر توجه میکرد، و آنها را بیشتر به یاد میسپرد، صاحبش را زنده نگه میداشت.
پس سوگیریِ منفینگری اغلب به کار میآید. ما را محتاط میکند، و کمک میکند از اشتباههایمان یاد بگیریم. جایی به بیراهه میرود که ماری در کار نیست: وقتی یک حرفِ بیادبانه از یک غریبه روزی پر از حرفهای مهربان را خراب میکند، یا وقتی یک نظرِ بد صد نظرِ خوب را میپوشاند.
کجا پیدایش میشود
کارنامهای با شش جملهی خوب و یک «باید بیشتر تلاش کند»: حدس بزنید سرِ شام دربارهی کدام حرف میزنند. سفری با یک روزِ بارانی ممکن است در خاطره «همان سفرِ بارانی» بشود. خبرهای بد اغلب بیشتر از خبرهای خوب دیده میشوند، پس بیشتر به ما نشانشان میدهند.
چه کمکی میکند
- خوبیها را از روی عمد بنویسید. آخرِ روز سه لحظهی خوب را یادداشت کنید، هر قدر هم کوچک. چیزهای خوب اگر نگهشان ندارید کمرنگ میشوند.
- بشمارید، فقط حس نکنید. وقتی یک چیزِ بد خیلی بزرگ به نظر میرسد، بشمارید: نُه نظرِ مهربان، یک نظرِ بیادبانه. عددها اغلب از حسها مهربانترند.
روی یک دوست امتحانش کنید
- از یک دوست بپرسید: «بهترین و بدترین اتفاقِ هفتهی پیشت چه بود؟»
- ببینید کدام زودتر به یادش میآید، و دربارهی کدام بیشتر حرف میزند.
- بعد از او بخواهید دو چیزِ خوبِ دیگر هم بگوید. بیشترِ آدمها، وقتی دنبالشان بگردند، بهراحتی پیدایشان میکنند.
واژههای این درس
- سوگیریِ منفینگری - کششِ ما به اینکه به چیزهای بد وزنِ بیشتری بدهیم تا به چیزهای خوب به همان اندازه
ایدهی اصلی
یک چیزِ بد برای ما وزنِ بیشتری دارد تا یک چیزِ خوبِ هماندازه. این کشش نیاکانمان را سالم نگه داشت، اما امروز اغلب یک روزِ خوب را بد جلوه میدهد. خوبیها را از روی عمد بشمارید.