آیا فردا خورشید طلوع میکند؟
مرغی در مزرعهای زندگی میکند. هر صبح کشاورز بیرون میآید و برایش دانه میریزد. بعد از صد صبح، مرغ مطمئن است: هر وقت کشاورز بیاید، غذا هم میآید. یک روز صبح کشاورز بیرون میآید - اما به جای دانه ریختن، مرغ را میگیرد تا شامِ خانواده شود. مرغ صد نمونهی خوب داشت. پس کجای کار اشتباه بود؟
یاد گرفتن از گذشته
فیلسوفِ بریتانیایی برتراند راسل داستانِ این مرغ را در سالِ ۱۹۱۲ در کتابی کوچک تعریف کرد. حرفش واقعاً دربارهی مرغها نبود. دربارهی ما بود.
تقریباً هر چیزی را که انتظار داریم، به خاطرِ گذشته انتظار داریم. خورشید هر صبحِ عمرِ شما طلوع کرده، پس انتظار دارید فردا هم طلوع کند. نان همیشه سیرتان کرده، پس انتظار دارید امروز هم سیرتان کند. رفتن از موردهای زیادِ گذشته به یک قاعدهی کلی یا به یک موردِ آینده را استقرا (induction) میگویند. (در «منطق، سطح ۱» با نامِ استدلال از روی نمونهها با آن آشنا شدیم.) ما تمامِ روز استقرا میکنیم، و معمولاً جواب میدهد.
پرسشِ هیوم
نزدیکِ ۳۰۰ سال پیش، فیلسوفِ اسکاتلندی دیوید هیوم پرسشِ سختی دربارهی این مطرح کرد. مثالِ او هم طلوعِ خورشید بود. دلیلِ ما برای این باور که آینده مثلِ گذشته خواهد بود چیست؟
- این را نمیشود با فکر کردن دانست. در جملهی «فردا خورشید طلوع نمیکند» هیچ تناقضی نیست، آنطور که در «مثلث چهار ضلع دارد» هست. (درسِ «دانستن با فکر کردن» را ببینید.)
- پس باید از تجربه بیاید. شاید بگوییم: «در گذشته، آینده همیشه مثلِ گذشته بوده است.» اما این باز هم استقراست! داریم با استقرا ثابت میکنیم که استقرا کار میکند. این همان دورِ باطلی است که در درسِ «برای هر دلیل، دلیلی دیگر؟» دیدیم.
به این مسئلهی استقرا (the problem of induction) میگویند: به نظر میرسد برای همان باوری که همهی باورهای دیگرمان دربارهی آینده به آن تکیه دارند، هیچ دلیلی نداریم.
زندگی با این مسئله
هیوم فکر نمیکرد باید دیگر منتظرِ طلوعِ خورشید نباشیم. فکر میکرد نمیتوانیم نباشیم: ذهنِ ما اینطور کار میکند، عادتی ریشهدارتر از آنکه بشود کنارش گذاشت. هیچکس به خاطرِ هیوم نان نخوردن را شروع نکرده است.
فیلسوفها از آن زمان تا حالا سرِ این مسئله بحث کردهاند، و جوابی نیست که همه قبولش داشته باشند. اما دو درسِ کاربردی از آن بیرون میآید.
- انتظارِ اینکه آینده مثلِ گذشته باشد وقتی بهتر جواب میدهد که بدانیم چرا آن اتفاق میافتد. خورشید طلوع میکند چون زمین میچرخد، و خیلی چیزها میدانیم دربارهی اینکه چه باید عوض شود تا این چرخش بایستد. مرغ هیچ نمیدانست چرا به او دانه میدهند.
- هر چه موردهای گذشته گوناگونتر باشند، بهتر. مرغ صد صبح از یک کشاورز با یک نقشه دیده بود. شاهدِ ما دربارهی خورشید از هزاران سال و از راههای زیادِ دیدن و اندازه گرفتن میآید.
در خانه امتحان کنید
- پنج چیز را بنویسید که فردا انتظارش را دارید (خورشید طلوع میکند، مدرسهتان هنوز سرِ جایش است).
- دلیلتان برای هر کدام چیست؟ فقط «همیشه همینطور بوده»؟
- دربارهی کدامها چرایش را هم میدانید؟ آنها مطمئنتر به نظر میرسند؟
واژههای این درس
- استقرا - استدلال از موردهای گذشته به یک قاعدهی کلی یا به آینده
- مسئلهی استقرا - پرسشِ هیوم: چه دلیلی داریم که فکر کنیم آینده مثلِ گذشته خواهد بود، بیآنکه برای ثابت کردنش از خودِ استقرا کمک بگیریم؟
ایدهی اصلی
هر انتظاری که از آینده داریم به گذشته تکیه دارد، و دلیل آوردن برای اینکه چرا آینده باید مثلِ گذشته باشد خیلی سخت است. بیاستقرا نمیتوانیم زندگی کنیم - اما دانستنِ چرایی چیزها آن را خیلی مطمئنتر میکند.