بهترین تبیین
زارا از مدرسه به خانه میآید. درِ ورودی قفل نیست. توی راهرو چتری خیس هست که آب از آن روی زمین میچکد. کفشهای برادرش کیان کنارِ در است، و از طبقهی بالا صدای موسیقی میآید - همان موسیقیای که کیان دوست دارد. زارا کیان را ندیده است. با این حال صدا میزند: «سلام کیان! هنوز باران میآید؟» از کجا میداند کیان خانه است و از زیرِ باران آمده؟
پرسیدنِ «چه چیزی این را توضیح میدهد؟»
زارا ندید کیان وارد شود. آن را نتیجه گرفت. به آنچه جلویش بود نگاه کرد - در، چتر، کفشها، موسیقی - و پرسید: چه چیزی همهی اینها را توضیح میدهد؟ این راهی برای فهمیدن است که هر روز از آن استفاده میکنیم، معمولاً بیآنکه متوجه شویم.
مقایسهی تبیینها
معمولاً بیش از یک تبیین (explanation) - یعنی جوابی به «چرا اینطور است؟» - ممکن است جور باشد. زارا میتوانست به اینها هم فکر کند:
- کیان از زیرِ باران به خانه آمده و طبقهی بالا موسیقی گوش میدهد.
- غریبهای با چتر وارد خانه شده، کفشهای کیان را درآورده و موسیقیِ کیان را گذاشته.
- مامان به خانه آمده، کفشهای کیان را کنارِ در گذاشته و رادیو را روشن گذاشته.
چطور انتخاب کند؟ دربارهی هر کدام سه سؤال میپرسد.
- همهچیز را توضیح میدهد؟ اولی در، چتر، کفشها و موسیقی را توضیح میدهد. سومی توضیح نمیدهد چرا چتر خیس است و چرا کتِ مامان آنجا نیست.
- ساده است؟ داستانِ غریبه به چند اتفاقِ عجیب با هم نیاز دارد.
- با بقیهی دانستههایم جور است؟ کیان سهشنبهها زود از مدرسه برمیگردد، و امروز سهشنبه است. غریبهها بهندرت برای پخشِ موسیقی وارد خانهها میشوند.
تبیینِ اول در هر سه برنده است. این بهترین تبیین است. فیلسوفها به این استنتاج به بهترین تبیین میگویند، نامی که فیلسوفِ آمریکایی گیلبرت هارمن در سالِ ۱۹۶۵ رویش گذاشت. استنتاج (inference) یعنی نتیجه گرفتنِ چیزی از آنچه دارید. کارآگاه این کار را با سرنخها میکند، پزشک با نشانههای بیماری، و مکانیک با صداهایی که ماشین درمیآورد.
بهترین هم ممکن است نادرست باشد
بهترین تبیین، بهترینِ تبیینهایی است که به ذهنتان رسیده. اگر تبیینِ درست به ذهنتان نرسیده باشد، بهترینِ فهرستتان باز هم ممکن است نادرست باشد. شاید کیان چتر و کفشهایش را به دوستی قرض داده که به خانه آمده. پس آدمِ دقیق دو عادت دارد: پیش از انتخاب سعی میکند تبیینهای بیشتری پیدا کند، و آماده است وقتی واقعیتی تازه پیدا شد نظرش را عوض کند - مثلاً صدایی از طبقهی بالا که صدای کیان نیست.
در خانه امتحان کنید
- دفعهی بعد که به خانه میآیید، سه سرنخ پیدا کنید دربارهی اینکه چه کسی خانه است یا چه اتفاقی افتاده (یک کت، بوی غذا، چراغی روشن).
- دستِ کم سه تبیین بنویسید، یکیشان هم خندهدار.
- به هر کدام نمره بدهید: همهچیز را توضیح میدهد؟ ساده است؟ با دانستههایتان جور است؟ بعد بررسی کنید.
واژههای این درس
- تبیین - جوابی به «چرا اینطور است؟» یا «چه چیزی باعثِ این شد؟»
- بهترین تبیین - تبیینی که همهچیز را توضیح میدهد، ساده است و با بقیهی دانستههایتان جور است
- استنتاج - نتیجه گرفتنِ چیزی از آنچه دارید
ایدهی اصلی
وقتی نمیبینید چه اتفاقی افتاده، بپرسید کدام تبیین همهچیز را، به سادهترین شکل، توضیح میدهد و با دانستههایتان جور است. کارآگاهها و پزشکها همینطور کار میکنند - اما بهترین تبیین فقط بهترینِ تبیینهایی است که به ذهنتان رسیده، پس به گشتن ادامه دهید.