از اول میدانستم
پیش از مسابقهی بزرگِ شنبه، دوستانِ لینا بحث میکنند که کدام تیم میبرد. لینا میگوید: «هر دو طرف ممکن است. شاید شیرها، آن هم به زور.» شیرها سه بر صفر میبازند. دوشنبه لینا به همه میگوید: «میدانستم شیرها میبازند. از قبل معلوم بود.» دروغ نمیگوید - واقعاً حس میکند میدانسته. اما شنبه گفته بود شیرها شاید ببرند. چه بر سرِ حافظهاش آمده است؟
نگاه به گذشته خاطره را عوض میکند
وقتی میدانیم کاری چطور تمام شد، آن نتیجه کمکم بدیهی به نظر میرسد. همهی نشانههایی که به آن اشاره میکردند به چشم میآیند، و نشانههایی که به طرفِ دیگر اشاره میکردند کمرنگ میشوند. بعد به یاد میآوریم که از اول همین را انتظار داشتیم. به این سوگیری پسنگری (hindsight bias) میگویند، یا حسِ «از اول میدانستم». پسنگری (hindsight) یعنی دیدنِ چیزی بعد از آنکه اتفاق افتاده است.
در سالِ ۱۹۷۵ دو روانشناس، باروخ فیشهاف و روث بِیت، این را آزمودند. از آدمها خواستند پیش از چند رویداد بگویند هر کدام چقدر احتمال دارد. بعد از رویدادها از آنها خواستند به یاد بیاورند چه گفته بودند. آدمها به یاد میآوردند که دربارهی آنچه واقعاً پیش آمد خیلی مطمئنتر از آن بودهاند که واقعاً بودند. بیآنکه بفهمند، حافظهی خودشان را بازنویسی کرده بودند.
چرا مهم است
پسنگری بیخطر به نظر میرسد، اما از سه راه ما را فریب میدهد.
- فکر میکنیم در حدس زدن بهتر از آنایم که هستیم، چون فقط دفعههایی را به یاد میآوریم که «میدانستیم».
- دربارهی دیگران بیانصافانه داوری میکنیم. وقتی کاری خراب میشود، میگوییم «باید از قبل میدیدند». اما پیش از اتفاق شاید هیچ چیز روشن نبود.
- درسِ اشتباهی میگیریم. اگر بعد از هر اتفاق همه چیز بدیهی به نظر برسد، هیچوقت نمیفهمیم واقعاً چقدر نامطمئن بودیم، یا چه چیزی را ندیدیم.
صادق ماندن با خود
درمانِ اصلی ساده است: پیشبینیهایتان را پیش از آنکه جواب را بدانید بنویسید، همراه با اینکه چقدر مطمئناید. «شیرها میبرند - حدود ۶ از ۱۰ مطمئنم.» بعد، وقتی نتیجه آمد، چیزی را بخوانید که نوشتهاید، نه چیزی را که به یاد میآورید.
وقتی بعد از خراب شدنِ کاری دربارهی کسی داوری میکنید، پرسشِ دیگری بپرسید: نه «آیا نتیجه حالا بدیهی است؟»، بلکه «آن موقع چه چیزی را میتوانست بداند؟»
در خانه امتحان کنید
- پیش از مسابقه، بازی یا نتیجهی امتحانِ بعدی که برایتان مهم است، بنویسید فکر میکنید چه میشود و چقدر مطمئناید.
- بعد از آنکه اتفاق افتاد، پیش از نگاه کردن به نوشته، بنویسید یادتان میآید چه پیشبینی کرده بودید.
- این دو را مقایسه کنید. آیا حافظهتان به طرفِ چیزی که اتفاق افتاد رفته بود؟
واژههای این درس
- پسنگری - نگاه کردن به چیزی بعد از آنکه اتفاق افتاده است
- سوگیری پسنگری - این حس، بعد از دانستنِ نتیجه، که از اول آن را میدانستید
- پیشبینی - گفتنِ آنچه فکر میکنید اتفاق میافتد، پیش از آنکه بیفتد
ایدهی اصلی
وقتی میدانیم کاری چطور تمام شد، به نظر میرسد از اول میدانستیم. پسنگری بیصدا حافظهمان را بازنویسی میکند. پیشبینیها را بنویسید، و دربارهی هر تصمیم از روی چیزی داوری کنید که آن موقع میشد دانست.