آزاد و دارای علت
آنا و کوفی هر دو تمام بعدازظهر در اتاقشان ماندهاند. در اتاق آنا کاملاً باز است، اما او کتابی را میخواند که خیلی دوستش دارد و نمیخواهد بیرون برود. در اتاق کوفی از بیرون قفل شده و او مدام به در کوبیده است. هر دو در اتاق ماندند. ماندنِ هر دو علتی داشت. اما تقریباً همه میگویند آنا آزادانه ماند و کوفی نه. فرق در چیست؟
آزاد یعنی کاری را بکنید که میخواهید
فرق این نیست که ماندنِ آنا علتی نداشت. داشت: او کتاب را دوست دارد. فرق در جورِ علت است. آنا به خاطر خواستهها و دلیلهای خودش ماند. کوفی ماند چون چیزی بیرون از او، برخلاف خواستهاش، مجبورش کرد.
تامس هابز، فیلسوف انگلیسی، و بعدها دیوید هیوم همین جواب را دادند. به گفتهی آنها آزاد بودن یعنی کاری را بکنید که میخواهید، به دلیلهای خودتان، بیآنکه چیزی مجبورتان کند یا جلویتان را بگیرد. هابز گفت آبی که در بستر رودخانه پایین میرود آزادانه جاری است، با اینکه باید همانجا برود که بستر رود میبردش. طبق این جواب، اختیار با موجبیت جور درمیآید: خواستهها و دلیلهای شما هم علتاند، و وقتی همینها شما را به حرکت درمیآورند، آزادانه عمل میکنید. فیلسوفها به کسانی که چنین فکر میکنند سازگارانگاران (compatibilists) میگویند، چون میگویند آزادی و علت با هم سازگارند - هر دو میتوانند با هم درست باشند.
پس نگرانیِ درس «آیا میتوانستید کار دیگری بکنید؟» اینطور جواب داده میشود: سام شکلاتی را انتخاب کرد چون خودش آن را میخواست. اینکه خواستنش علتهایی داشت انتخاب را کمتر مال او نمیکند.
خواستهها از کجا آمدند؟
معمای این جواب پرسش بعدی است. سام شکلاتی میخواست. اما این خواسته از کجا آمد؟
از چیزهایی که هرگز انتخابشان نکرد: خانوادهای که در آن به دنیا آمد، اولین باری که شکلات چشید، آن روز گرم. اگر خواستههایش را چیزهایی معلوم کردهاند که هیچوقت به دست او نبودند، آیا این خواستهها واقعاً مال او هستند؟ بعضیها میگویند این آزادی بیشتر از آزادیِ آبِ بستر رود نیست.
جوابی که میدهند: خواستههای شما مال شماست چون بخشی از خودتان است، و شما در بندشان نیستید. میتوانید یک قدم عقب بروید و دربارهی یک خواسته فکر کنید - «کاش اینقدر دلم نمیخواست تا دیروقت بیدار بمانم» - و آرامآرام عوضش کنید. طبق این جواب، کسانی که میتوانند چنین کنند همهی اختیاری را دارند که ارزش خواستن دارد.
در خانه امتحان کنید
- به سه کاری که امروز کردید فکر کنید.
- برای هر کدام بپرسید: آن را کردم چون میخواستم، یا چون چیزی مجبورم کرد؟
- یکی از خواستههای امروزتان را انتخاب کنید و دنبال کنید از کجا آمد، تا جایی که میتوانید به عقب بروید.
واژههای این درس
واژهی تازهای ندارد: این درس از اختیار و موجبیت در درسهای قبل استفاده میکند.
ایدهی اصلی
هابز و هیوم گفتند آزاد بودن یعنی بر پایهی خواستههای خودتان عمل کنید، نه اینکه هیچ علتی در کار نباشد - پس آزادی و موجبیت هر دو میتوانند درست باشند. معما این است که آیا خواستههایی که از چیزهای انتخابنکرده میآیند واقعاً مال ما هستند.